امروز : یکشنبه، ۴ مرداد ۱۴۰۵
تحلیل ساختاری و نقش واسطه ای انگیزش کاری مبتنی بر نظریه خودتعیین گری در ارتباط بین ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی و بهزیستی کارکنان بخش عمومی: واکاوی ابعاد جهانی، اختصاصی و چندگانه انگیزه ها
دوره 2، شماره 3، 1405، صفحات 189 - 205
نویسندگان : محمد حمید*
1، مریم اسدی
2، ملیسا مهدوی مهر
3، نجمه احمدی
4، مهدی میرزائی
5، وحید طاهرخانی
6
1 - کارشناس شهرسازی و کارشناسی ارشد مهندسی صنایع (گرایش مدیریت مهندسی)، دانشگاه صنعتی اصفهان
2 - کارشناسی و کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزار و کارشناسی ارشد مهندسی صنایع (گرایش مدیریت مهندسی)، دانشگاه صنعتی اصفهان
3 - کارشناسی و کارشناسی ارشد مهندسی صنایع (گرایش مدیریت مهندسی)، دانشگاه صنعتی اصفهان
4 - کارشناسی و کارشناسی ارشد مهندسی صنایع (گرایش مدیریت مهندسی)، دانشگاه صنعتی اصفهان
5 - کارشناسی و کارشناسی ارشد مهندسی صنایع گرایش مدیریت مهندسی، دانشگاه صنعتی اصفهان
6 - کارشناسی مهندسی حرفهای ایمنی صنعتی (HSE) و کارشناسی ارشد مهندسی صنایع (گرایش مدیریت مهندسی)، دانشگاه صنعتی اصفهان
چکیده :
پژوهش حاضر با هدف ادغام دو رهیافت مکمل در حوزهٔ انگیزش کاری مبتنی بر نظریهٔ خودتعیین گری (SDT) انجام شده است: نخست، توسعهٔ مقیاسی چندبعدی برای سنجش انگیزش کاری در بخش عمومی (WMPS) و دوم، تفکیک ابعاد جهانی و اختصاصی ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی و انگیزش، و آزمون نقش واسطه ای انگیزش در ارتباط با بهزیستی کارکنان. با به کارگیری روش های آمیخته (مصاحبه و پیمایش) در مطالعهٔ اول، مقیاسی با ۲۰ گویه و شش مؤلفه (انگیزش درونی، تنظیم همانندساز، تنظیم ابزاری، تنظیم درون فکن، تنظیم بیرونی و بیانگیزگی) در نمونه ای از کارکنان بخش عمومی چین اعتبارسنجی شد. در مطالعهٔ دوم، با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی-تأییدی دو عاملی (bifactor-ESEM) بر روی داده های ۷۰۸ پرستار کانادایی، ساختار جهانی-اختصاصی نیازها و انگیزش بررسی و الگوی میانجی گری آزمون شد. یافته ها نشان داد که عامل جهانی خودتعیین گری و عوامل اختصاصی (به ویژه خودمختاری و شایستگی) به طور معناداری با بهزیستی شغلی (رضایت شغلی بالاتر، خستگی عاطفی کمتر و تمایل به ترک کمتر) مرتبط هستند و انگیزش خودمختار نقش واسطه ای معناداری در این رابطه ایفا می کند. همچنین، عوامل تنظیم درون فکن و بیانگیزگی با پیامدهای منفی همراه بودند. این یافته ها بر ضرورت توجه هم زمان به سطوح جهانی و اختصاصی انگیزه ها و نیازها در مدیریت منابع انسانی بخش عمومی تأکید دارد و مدل میانجی گری نظریهٔ خودتعیین گری را در بافت های فرهنگی و شغلی گوناگون حمایت می کند.

